جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
47
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
مقدمهء مصحّح در تعريف كيميا ، در فرهنگها و دائرةالمعارفهاى كهن گفتهاند كه « علمى است كه از طريق سلب خواص از جواهر معدنيه و جلب خاصيت جديد بدانها بحث مىكند » ( كشف الظنون ) « كه به سبب امتزاج روح و نفس ، اجساد ناقصه را به مرتبهء كمال رسانند ، يعنى قلعى و مس را نقره و طلا كنند ؛ و چون اين علم خالى از حيله و مكرى نيست ، از اين جهت به اين نام خوانند » ( برهان قاطع ) ؛ لذا بدين سبب است كه برخى آن را جزو علوم غريبه طبقهبندى كردهاند : « كيميا ، ليميا ، سيميا ، ريميا و هيميا » و بدان « خمسهء محتجبه » ( پنجگانهء پوشيده و پنهان ) گفتهاند و از حروف اوّل اين پنج كلمه ، عبارت « كل سره » را استخراج و متداول كردهاند . ( نك : آنندراج و انجمنآرا ) و به عبارت ديگر ، كيميا ، نزد قدما ، عبارت بود از علمى كه در آن بحث مىشود از تحويل بعضى معادن به بعضى ديگر و مخصوصا تحويل آن به زر ، به واسطهء اكسير ، يعنى « حجر الفلاسفه » . . . امّا نزد متأخران ، علم يا صناعتى است كه در آن ، طبيعت و خواص همهء اجسام از طريق حل و تركيب ، مورد بحث قرار مىگيرد . ( اقرب الموارد و لغتنامه ) هفت فلز معروفى كه به نام « اجساد سبعه » معروف بودند ، اساس كار كيمياگرى را به خود اختصاص داده بودند : « زر ، نقره ، مس ، آهن ، قلعى ، سرب و خارصينى » . اين هفت فلز را داراى يك أصل و ماهيت مستقل قلمداد مىكردند ، و آن سيماب و گوگرد بود كه در همهء اينها به صورت متغيّر يافت مىشد .